آمدت نوروز وآمد جشن نوروزي فراز
كامكارا كار گيتي تازه از سر گير باز
شايدبرايتان باور كردني نباشد كه پيشينيان ما اصولا معني عزاوناله را نمي دانستندبه طوري كه گفته مي شود:"مستشرقين با تمام تحقيقات خود نتوانستند حتي يك روز عزاي عمومي درتقويم ايرانيان قديم بيابند"البته سوگواري سياوش را بايد از اين قاعده مستثني كرد كه گفته مي شود آن هم حالت عزاداري نداشته است.آنها حدود پنجاه عيد كوچك وبزرگ داشتند و تقريبا براي هر چيزي جشن مي گرفتند،چون نگاهشان به زندگي،نگاه يك ملت پيروز و مسلط بر زندگي بود.البته دو جشن براي آنها اهميت بيشتري داشت،يكي جشن مهرگان و ديگري جشن نوروز.
آنها قبل از نوروز مقدماتي را در نظر مي گرفتند كه از جمله آنها جشن اسفندگان،اتاق تكاني و چهارشنبه سوري بود، چهارشنبه سوري ازدو كلمه چهارشنبه"منظور آخرين چهارشنبه سال"وسوري"منظور سوريك فارسي به معناي سرخ"تشكيل شده ودر كل به معناي چهارشنبه سرخ مي باشد.دليل برپايي اين مراسم اين است كه در بعضي نقاط ايران براي شگون، وسايل دور ريختني را مي سوزاندند و بعد از رويش مي پريدند و ترانه هايي كه در همه آنها خواهش بركت،سلامتي وباروري بود مي خواندند.
واما درباره خود نوروز....
نوروز در قديم به دو قسمت بوده است.در روزاول فروردين و آمدن آفتاب به برج حمل نوروز صغير يا نوروز عامه شروع مي شده وتا روز پنجم فروردين ماه ادامه داشته است واز روز ششم فروردين،نوروز بزرگ يا خاصه شروع مي شده است.در آيين پادشاهان اينگونه بوده كه در روز اول مردم عادي را مي پذيرفتند و تا روز پنجم افراد به ترتيب رتبه به خدمت آنها مي رفتند"مثلا روز پنجم مخصوص پسران ونزديكان بوده"و از روز ششم از اداي دين مردم فارق مي شدند و به مراسم و كارهاي خود شان مي پرداختند.
واما افسانه هاي زيادي درباره به وجود آمدن نوروز وجود دارد و يكي از آنها اين است كه:
جمشيد كه اسم او در ابتدا جم بوده است،وقتي به آذربايجان مي رسد دستور ميدهد كه تخت مرصعي را بر مكان بلندي به سمت مشرق بگذارند و بعد خودش با تاج مرصع روي آن مينشيند هنگامي كه آفتاب طلوع مي كند پرتو وشعاع آن روشني بسيار زيبايي را پديد مي آورد ومردم بسيار خوشحال شده آن روز را روز نو"نوروز" مي نامند وچون در زبان پهلوي به شعاع، شيد مي گفتند اين لفظ را به اسم پادشاهشان اضافه مي كنند"جمشيد".
منابع:لغت نامه استاد دهخدا
و هفته نامه بشارت نو
واي تركيديم از بس كه جدي بوديم!!!!ولي خدا وكيلي ما كه اينقدر مردم شادي بوديم،حيف نيست كه حالا قدر گذشته وشاديهامون رو ندونيم؟؟؟!!!!!پس بهتره كه تصميم بگيريم شاد باشيم وقدر كنار هم بودن رو بدونيم.
"آدمي نيست كه عاشق نشود فصل بهار
هر گياهي كه به نوروز نجنبد حطب است"
سعدي
خانواده آقاي لاب لاب لا براي شما سال خوبي را آرزو مي كنند.
موقع سال تحويل ما رو فراموش نكنيد.